شديدترين مورد تنبيه براي رانندگي خطرناك ناشي از دادگاه جزايي نيست بلكه جريمه فوت است كه بلافاصله اجرا مي گردد. اگرچه رانندگان به خوبي آگاه هستند كه بسياري از افراد در ترافيك كشته مي شوند ،اما بطور معمول نگراني از پيوستن به اين افراد در هنگام رانندگي وجود ندارد.يك حس ذهني كنترل(خودباوري و اعتماد به نفس كاذب) باعث مي شود كه احساس كنيم اين اتفاق نمي تواند براي خودمان پيش آيد.حتي اگر سرنشين يك خودرو هيچ كنترلي هم بر چگونگي راندن خودرو نداشته باشد،اماباز هم آشنايي با تردد جاده اي منجر به راحتي خاطر بيشتري نسبت به فعاليت هاي بسيار ايمن تر مي گردد.

ترس از تروريسم و جرايم باعث مي شود مردم از سفر به شهرها و كشورهاي زيادي خودداري نمايند،درحاليكه همان مردم از سوار شدن در اتوبوس،تاكسي يا خودرويي كه شخص ديگري آن را مي راند، راضي هستند.اگرچه خطر رانندگي تقريبا از همه كارهايي كه در يك اجتماع معمولي موتوريزه شده انجام مي دهند بالاتر است، اما دلايلي براي اين امر وجود دارد كه براي رانندگان چنين به نظر نمي رسد.از نقطه نظر يك راننده،فوت در رانندگي مي تواند آنقدر غيرمحتمل و دور از ذهن باشد كه موجب نگراني نشود.اين احساس بيشتر توسط اين موضوع تقويت مي شود كه افراد روزهاي متوالي را بدون هيچ عواقب شديدي در رانندگي سپري مي كنند.حتي وقتي كه يك حادثه شديد رخ مي دهد،به ندرت چنين تفسير مي شود كه حادثه ناشي از رفتار معمولي رانندگي بوده است.در اين خصوص تفسيرهايي شامل بدشانسي غيرقابل اجتناب و قضا و قدر بيشتر رايج هستند.رخدادهايي كه بسيار كمتر پيش مي آيند مانند سقوط هواپيما،حمله كوسه،گردباد،رعدو برق و سيل موجب نگراني بيشتري مي شود.اين موضوع تا حدي در اثر تناقض رسانه اي مي باشد.تنها حوادث نادر هستند كه خبرهاي زيادي درباره آنها داده مي شود و ما هرچه بيشتر درمورد چيزي بشنويم بيشتر در مورد آن حساس مي شويم.البته دررانندگي رخدادهاي شديد غير منجر به فوت ، بر رفتار اشخاص تاثير مي گذارد.پس از آنكه ترس شديد در رانندگي براي افراد بوجود مي آيد ، سعي مي كنند آهسته تر رانندگي كنند،اما اين تاثير كوتاه مدت است.حال چرا اين تاثير كوتاه مدت است و چگونه مي توان رفتار رانندگان به سمت مسير صحيح تغيير داد سؤالات مهمي است كه بايد پاسخ هاي مناسبي براي آن يافت، تا بتوان اميدوار شد كه گام مهمي در كاهش تصادفات ، كه عمدتا ناشي از رفتار غلط رانندگان است، برداشت.

رفتار راننده اعمالي است كه راننده انجام دادن آنها را توسط پردازش مهارت هاي خود انتخاب مي كند. رانندگي يك كار خودتنظيم است كه در آن رانندگان سطح دشواري را خود تعيين مي كنند.دانش يا مهارت هاي بيشتر بطوركلي ميزان خطر تصادف را پايين نمي آورد زيرا احتمالا از آنها بمنظور سريعتر رانندگي كردن استفاده مي شود. سياست هاي اشتباه معمولا از اين عقيده اشتباه منشاء مي گيرد كه رانندگي ايمن بصورت اوليه يك مهارت غريزي دروني است و معيارهايي كه مهارت در رانندگي را افزايش مي دهند، ايمني را نيز افزايش مي دهند.رانندگان ماهر مسابقات در رانندگي معمولي خود نسبتهاي تصادف بالاتري نسبت به رانندگان متوسط دارند.